تبليغاتX
با هم از برج ایفل بالا برویم
یه چیزایی در مورد فرانسه
این دوست خوب من طیبه هی می گه وبلاگ آپ کن اما من دارم رو یه موضوع خوب کار می کنم که هر وقت آپ کنم وبلاگ می ترکه............. حالا فعلا با این عکسا امشغول باشین.

Photo Le Claridge Champs-Elysées                 Photo Saint-James & Albany

 

 

Photo Villa Beaumarchais                   Photo Grand Hôtel Du Palais Royal

 

Photo Hotel De La Fleche D'or

اینم چند تا هتل تو پاریس. راستی فکری برا تعطیلات تابستانیتون کردین؟

+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم خرداد 1386ساعت   توسط | 
آدرس: خيابان منوچهري
مدرسه ژاندارك در رديف مدارسي است كه از حدود 100 سال پيش ، توسط مبلغان مذهبي كشورهاي خارجي در ايران ساخته شده‌اند. از جمله مي‌توان از مدارس ساخته شده توسط مبلغان مذهبي آمريكايي و آلماني در ايران نام برد كه عمدتاً اين مدارس محل تحصيل دانش آموزان نخبه و با استعدادي بودند كه تحت تعاليم مربيان خارجي به تحصيل مي‌پرداختند و در ضمن از تعاليم مذهبي آن‌ها نيز بهره‌مند مي‌شدند.
    خصوصيات سبكي و كالبدي مدرسه ژاندارك‌، كه ساخته فرانسوي‌ها است‌، آن را به مدرسه البرز كه ساخته امريكايي‌ها است‌ بسيار نزديك مي‌كند و آن چه از مطالعه اسناد و شواهد بر مي آيد روشن مي‌سازد كه قدمت ساخت آن نيز كمابيش نزديك به زمان ساخت مدرسه البرز؛ يعني حدود 70 سال پيش، است‌.
    در كتاب تاريخ تحولات مدارس ايران ، تأليف دكتر سيمع آذر، به سال 1310 ه.ق، به عنوان زمان ساخت مدرسه ژاندارك اشاره شده كه با توجه به شواهد به نظر مي‌رسد تاريخ صحيح آن سال1310 ه.ش، باشد. هم‌چنين، در كتاب تهران‌ پايتخت 200 ساله نيز به الكسي ماركف‌، معمار روس‌، به عنوان طراح اين بنا اشاره شده است‌.
    مدرسه و كليساي ژاندراك تا زمان وقوع انقلاب درسال 1357، به همان شكل سابق مشغول فعاليت بود و محلي براي پرورش زناني فاضل و انديشمند محسوب مي‌شد. بعد از انقلاب اسلامي‌، مدرسه ژاندارك از سوي وزارت آموزش و پرورش به تملك درآمد وبه مدرسه راهنمايي سميه تبديل شد. كليسا كه بخشي از ساختمان تاريخي را شامل مي‌شود در حال حاضر ، با همان عملكرد قبلي به كار خود ادامه مي‌دهد.
    ساختمان مدرسه و كليساي ژاندارك در رديف ساختمان هايي است كه سبكي التقاطي دارند. در اين شيوه ضمن طرح ريزي‌هاي كاربردي‌، برون‌گرا و آزاد كه برگرفته از ايده‌هاي اروپايي در معماري بوده است‌، به نوعي از عناصر، اجزا و فرم‌هاي معماري ايراني بهره گرفته شده است‌.
    ساختمان مورد اشاره در دو طبقه و يك زيرزمين در جهت شرقي غربي است‌; ضمن آن كه يال هايي در امتداد شمالي‌جنوبي در دو انتها، ضمن حفظ و رعايت تقارن‌، به استواري و توازن بنا كمك فراواني كرده است‌. در ميان و در بخش مركزي نمازخانه كليسا، ايجاد مكث‌، به عنوان محور توازن بنا به خوبي مورد توجه قرار گرفته است‌.
    بدنه ساختمان با آجر پوشيده شده است‌. پنجره‌ها با تناسبات موزون در قالب يك ريتم در زيرزمين‌، طبقه اول و دوم ادامه مي‌يابد. استفاده از قوس‌هاي ايراني‌، كاشي كاري در پشت بغل‌ها و قطار بندي به صورت نواري در رخبام بنا در مجموع روحيه معماري ايراني را در بنا ايجاد مي‌كند.
    عوامل تزيين شده بنا عبارتند از كاشي‌هاي خشتي هفت رنگ در پشت بغل‌ها و نيز قطار بندي آجري و گچي در رخبام بنا.
    در حال حاضر، بخشي كه آموزش و پرورش از آن استفاده مي كند در قالب دو مدرسه امام سجاد (ع‌) و مدرسه راهنمايي سميه به كار خود ادامه مي‌دهد و بخش كليسا با امكان دسترسي از خيابان فردوسي و در انتهاي كوچه شهيد اكبر طاهري فعاليت دارد.

+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم خرداد 1386ساعت   توسط طیبه طبسی | 

داستان‌ ژندارك‌، دختر شجاع‌ روستايي‌ كه‌ به ‌خاكستر تبديل‌ شد


    
    
    
    
ماجراي‌ دلسوزانه‌ ژاندارك‌ زيباترين‌ وتاثيرگذارترين‌ داستان‌ به‌ جا مانده‌ از دوران‌مردمان‌ قرون‌ وسطي‌ مي‌باشد كه‌ الهامات‌ غيبي‌ ونداي‌ الهي‌ در دوران‌ سياه‌ و تاريك‌ قرون‌ وسطي‌به‌ قلب‌ دختري‌ روستايي‌ زاده‌ جاري‌ شد. امامردمان‌ آن‌ روزگار اين‌ دختر پاك‌ و معصوم‌ رانشانه‌اي‌ از شياطين‌ قلمداد كردند و براي‌ نابودي‌شيطان‌ او را به‌ آتش‌ كشيدند.
    
جالب‌ اينجاست‌ هنوز خانه‌اي‌ كه‌ ژاندارك‌ در آن‌به‌ دنيا آمده‌ پا برجاست‌ و امروزه‌ متعلق‌ به‌ كشورسوئيس‌ مي‌باشد و به‌ يك‌ موزه‌ و محل‌ ديدني‌تبديل‌ شده‌ است‌.
    
مردم‌ روستاي‌(دومري‌) اكنون‌ به‌ وجودژاندارك‌ افتخار مي‌كنند و از او به‌ عنوان‌ يك‌قديسه‌ ياد مي‌كنند. ذيل‌ به‌ توصيف‌ زندگي‌ پر فرازو نشيب‌ و سخت‌ اين‌ دختر كشاورز زاده‌مي‌پردازيم‌.
    
    
دوران‌ سخت‌ كودكي‌
    
    
در 6 ژانويه‌ سال‌ 1412 در يك‌ شهر بسياركوچك‌ به‌ نام‌(دومرمي‌) از توابع‌(اورلنان‌)همزمان‌ با جشن‌ تولد مسيح‌،(موسيودارك‌) يكي‌از ساكنان‌ روستاي‌ دومرمي‌ صاحب‌ دختري‌ شد.او را با نام‌ ژان‌ غسل‌ تعميد داد و نام‌ او را ژانت‌خواندن‌. در آن‌ زمان‌ فرانسه‌ درگير جنگهاي‌داخلي‌ بود و دوران‌ سختي‌ را مي‌گذراند. اكثرمردم‌ فرانسه‌ در فقر، بيماري‌ و گرسنگي‌ به‌ سرمي‌بردند. ژان‌ در چنين‌ موقعيتي‌ دوران‌ كودكي‌خود را مي‌گذراند. او دختري‌ مودب‌ و پرهيزكاربود و بيشتر اوقات‌ به‌ كليسا پناه‌ مي‌برد و از همان‌دوران‌ كودكي‌ به‌ عبادت‌ مي‌پرداخت‌. فروتني‌ ونجابت‌ اين‌ كودك‌ زيبا با چشمان‌ آبي‌ و موهاي‌بلوندش‌ زبانزد همه‌ اهالي‌ روستا شده‌ بود او رادوست‌ مي‌داشتند.
    
ژان‌ تحمل‌ مشاهده‌ رنج‌ و درد مردم‌ را نداشت‌ وهميشه‌ به‌ درگاه‌ خداوند تضرع‌ مي‌كرد و خواهان‌آسايش‌ و راحتي‌ و صلح‌ در ميان‌ مردمش‌ بود.


    
گويي‌ از ديگر بچه‌هاي‌ هم‌ سن‌ و سالش‌ بيشترمي‌فهميد و مانند يك‌ دختر بزرگ‌ در گفتگوهاي‌بزرگترها شركت‌ مي‌كرد.
    
پدر و مادرش‌ از طرز صحبت‌ و رفتار بزرگ‌ منشانه‌ژان‌ در حيرت‌ بودند. آنان‌ دو پسر و يك‌ دخترديگر علاوه‌ بر ژان‌ داشتند، اما آنها بچه‌ هايي‌معمولي‌ و ساده‌ بودند اما ژان‌ با همه‌ بچه‌ها فرق‌داشت‌.
    
ژان‌ در سن‌ 13 سالگي‌ متوجه‌ شد كه‌ گاه‌ گاهي‌ دركليسا و خانه‌ صداهايي‌ در درونش‌ و از بطن‌ قلبش‌مي‌شنود. اين‌ صداها با او حرف‌ مي‌زدند و او را به‌يك‌ ماموريت‌ مهم‌ فرا مي‌خواند آنهم‌ نجات‌فرانسه‌ از سلطه‌ انگليس‌ بود.
    
طبق‌ گفته‌ ژاندارك‌، اين‌ صداها متعلق‌ به‌>كاترين‌)،(مارگارت‌) و(ميكائل‌) از قديسيون‌بود. اين‌ نداها او را در جهت‌ حمايت‌ و نجات‌فرانسه‌ از بحران‌ و وضعيت‌ اسف‌بارش‌ هدايت‌مي‌كرد.
    
او اين‌ پيامها را به‌ مدت‌ 5 سال‌ شنيد و از ديگران‌مخفي‌ كرد. زيرا مي‌دانست‌ مردم‌ روستا حرفهاي‌او را باور نمي‌كنند و به‌ او تهمت‌ و افترا مي‌بندند.
    
البته‌ با كشيش‌ و كليساي‌ دومرمي‌ احساسش‌ را وآنچه‌ كه‌ مي‌شنيد در ميان‌ گذاشت‌، كشيش‌ او را باتعجب‌ نگاه‌ كرد و گويي‌ براي‌ آينده‌ سخت‌ و پرفراز و نشيب‌ اين‌ دختر معصوم‌ نگران‌ بود و به‌ اوتوصيه‌ كرد درباره‌ آنچه‌ كه‌ شنيده‌ و احساسات‌دروني‌اش‌، حتي‌ با والدينش‌ نيز صحبت‌ به‌ ميان‌نياورد. اما ژاندارك‌ با اعتقادي‌ راسخ‌ در انتظاردوران‌ سختي‌ به‌ سر مي‌برد.
    
اين‌ دختر روستايي‌ در دوران‌ كودكي‌ موقعيتي‌پيدا نكرد تا به‌ طور كامل‌ به‌ تحصيل‌ بپردازد. او ازكشيش‌ كليسا خواندن‌ و نوشتن‌ و قرائت‌ انجيل‌ وچند ترانه‌ مذهبي‌ را آموخت‌.
    
در سال‌ 1429 به‌ دور از چشم‌ پدر و مادرش‌دومرمي‌ را ترك‌ كرد و تنهايي‌ به‌ تا ليور در نزديكي‌قصر شينون‌ رفت‌.
    
شينون‌ دربار وليعهد بدون‌ تاج‌ و تخت‌ به‌ نام‌(كارل‌) هفتم‌ يا به‌ عبارتي‌(چارلز) هفتم‌ بود.
    
در آن‌ زمان‌ انگليسي‌هاتا چند كيلومتري‌ شهراورلئان‌ پيش‌ آمده‌ بودند كارل‌ هفتم‌ حاكمي‌ دانانبود. او ترس‌ و بي‌اعتمادي‌ را هميشه‌ در وجودش‌احساس‌ مي‌كرد. پدرش‌ بر اثر ديوانگي‌ جان‌ خودرا از دست‌ داده‌ بود. كارل‌ هفتم‌ نيز مانند پدرش‌خوشگذران‌ و دهن‌ بين‌ بود.
    
به‌ خاطر همين‌ خلق‌ و خو، انگليس‌ به‌ راحتي‌ برفرانسه‌ مسلط شده‌ بود. ژاندارك‌ به‌ دوفن‌ رفت‌ وخود را به‌ قصر كارل‌ هفتم‌ رساند، كارل‌ خود را درميان‌ درباريان‌ پنهان‌ كرد. اما ژاندارك‌ به‌ راحتي‌او را شناخت‌. در حقيقت‌ كارل‌ به‌ صداقت‌ و ايمان‌ژاندارك‌ پي‌ برده‌ بود. اما او را به‌ عده‌اي‌مذهبيون‌ سپرد و از آنان‌ خواست‌ تا ژاندارك‌ رامورد آزمايش‌ قرار دهند.
    
آنان‌ نيز با سئوالات‌ مختلف‌ او را تحت‌ آزمون‌مذهبي‌ قرار دادند و بعد به‌ پادشاه‌ اعلام‌ كردند،ژان‌ دختر معصوم‌ و بي‌غل‌ و غشي‌ است‌ كه‌مي‌توان‌ به‌ او تكيه‌ كرد.


    
    
    
پيروزي‌هاي‌ ژاندارك‌
    
    
ژاندارك‌ ماموريت‌ خود را با كارل‌ هفتم‌ در ميان‌گذاشت‌ و او را متقاعد كرد تا نيروهايش‌ را آماده‌كند و تحت‌ فرماندهي‌ ژاندارك‌ قرار دهد. مردم‌كم‌ كم‌ ژاندارك‌ را مي‌شناختند و او را دوشيزه‌اورلئان‌ خطاب‌ مي‌كردند و او را منجي‌سرزمين‌شان‌ مي‌دانستند.
    
ژاندارك‌ با طرح‌ و برنامه‌ريزي‌ به‌ موقع‌ و درست‌توانست‌ در ماموريت‌ خود موفق‌ باشد.
    
او 16 ساله‌ بود كه‌ صداهاي‌ الهي‌ او را به‌ كمك‌اهالي‌(دوفن‌) به‌ منظور تسخير(رايمز) ترغيب‌مي‌كرد.
    
در مي‌ 1428 ژاندارك‌ به‌(واكولرز) قلعه‌ نظامي‌(دوفن‌) سفر كرد و فرمانده‌ دژ را از عقايد ومشاهداتش‌ آگاه‌ كرد. او كه‌ حرف‌هاي‌ يك‌ دخترجوان‌ روستايي‌ را باور نمي‌كرد، او را روانه‌ خانه‌كرد. ژاندارك‌ در ژانويه‌ 1429 دوباره‌ به‌ دستورصداهاي‌ الهي‌ و آسماني‌ بازگشت‌. فرمانده‌ دژ كه‌تحت‌ تاثير پاك‌دامني‌ و عزم‌ او قرار گرفته‌ بود باعبور او از(شينون‌) به‌ سمت‌(دوفن‌) موافقت‌كرد. ژاندارك‌ ملبس‌ به‌ لباس‌ مردانه‌ به‌ همراه‌ 6سرباز در فوريه‌ 1429 به‌ قلعه‌ دوفن‌ در شينون‌رسيدن‌ و اجازه‌ حمله‌ به‌ سوي‌ انگليسي‌ها را ازكارل‌ هفتم‌ گرفتند.
    
كارل‌ او را به‌ ارتشي‌ كوچك‌ مجهز كرد و در 27آوريل‌ 1429 به‌ سوي‌(اورلانز) كه‌ در محاصره‌انگلستان‌ بود فرستاد.
    
در 29 آوريل‌ در حالي‌ كه‌ ارتش‌ فرانسه‌ به‌ سپاه‌انگليس‌ در جبهه‌ غربي‌(اورل‌ نژون‌) يورش‌ برده‌بود، دشمن‌ را غافلگير كرد. ژان‌ در عرض‌ 8 روزدر ماه‌ مه‌ 1429 موفق‌ شد احاطه‌ انگليسي‌ها رااز ميان‌ بردارد. ژاندارك‌ از ديواره‌ شرقي‌ بدون‌هيچ‌ مقاومتي‌ وارد شد و با آوردن‌ مهمات‌ زياد ونيروهاي‌ امدادي‌ سبب‌ تقويت‌ روحيه‌ فرانسويان‌شد. البته‌ در اين‌ نبرد تيري‌ به‌ او اصابت‌ كرد اما اوبه‌ سرعت‌ بعد از بستن‌ زخم‌ به‌ صحنه‌ نبرد بازگشت‌و پيروزي‌ فرانسوي‌ها را اعلام‌ كرد.
    
طي‌ پنج‌ هفته‌ بعد ژاندارك‌ و فرماندهان‌ فرانسوي‌پيروزي‌هاي‌ درخشاني‌ را براي‌ فرانسه‌ عليه‌انگليس‌ به‌ ارمغان‌ آوردند.
    
در 16 جولاي‌ ارتش‌ فرانسه‌ به‌ منطقه‌(رايمز)رسيد كه‌ دروازه‌هايش‌ به‌ روي‌ ژاندارك‌ باز شده‌بود.
    
تاج‌گذاري‌ كارل‌ نيز در همين‌ ايام‌ بعد ازپيروزي‌هاي‌ ژاندارك‌ صورت‌ گرفت‌.
    
    
قبل‌ از به‌ آتش‌ كشيده‌ شدن‌
    
    
تاج‌ گذاري‌ و آزاد شدن‌(اولئون‌) سبب‌ دلگرمي‌مردم‌ فرانسه‌ شد.
    
ژاندارك‌ نيز هيچگاه‌ نااميدي‌ به‌ خود راه‌نمي‌داد. او در بهار سال‌ 1430 بار ديگرمبارزه‌اش‌ را آغاز كرد.


    (بور گاندي‌ها) شهر(كامپينه‌) را محاصره‌ كرده‌بودند. ژاندارك‌ از تاريكي‌ شب‌ استفاده‌ كرد تاشهر را از محاصره‌ آنان‌ در آورد. اما در 23 مي‌در حاليكه‌ مشغول‌ تدارك‌ حمله‌ به‌ شهر بود،توسط بورگاندي‌ها دستگير و تحويل‌ انگليسي‌هاداده‌ شد.
    
او در مارس‌ 1431 به‌ اتهام‌ ارتداد مقابل‌ اعضاي‌امور كليسا محاكمه‌ شد.
    
مهمترين‌ اتهام‌ او از نظر دادگاه‌ رد صلاحيت‌ كليسابه‌ دليل‌ الهام‌ مستقيم‌ از جانب‌ خداوند بود و او رامتهم‌ به‌ جادوگري‌ و رابطه‌ با شيطان‌ كردند. بعد ازماهها بازجويي‌ و شكنجه‌ ژاندارك‌ به‌ عنوان‌ يك‌مرتد قلمداد شد.
    
موهاي‌ ژاندارك‌ را كوتاه‌ كردند و براي‌ بازجويي‌از هيچ‌ گونه‌ شكنجه‌اي‌ دريغ‌ نكردند. ژاندارك‌ درشرايطي‌ بسيار بد قرار گرفته‌ بود او تنها 19 سال‌داشت‌ لذا از وحشت‌ و ترس‌ اظهار كرد كه‌مي‌خواهد اعتراف‌ كند و آنچه‌ را كه‌ تاكنون‌ بيان‌كرده‌ منكر شود. اما بعد از مدتي‌ پشيمان‌ شد وگفت‌ كاترين‌ و مارگارت‌ مقدس‌ او را به‌ دليل‌ تسليم‌در برابر كليسا سرزنش‌ كرده‌اند. پس‌ ژاندارك‌ رابار ديگر مرتد خواندند.
    
او را در 29 مي‌ 1431 به‌ مقامات‌ حكومتي‌سپردند. او در 30 مي‌در حاليكه‌ 19 سال‌ داشت‌بر تيرك‌ چوب‌دار ميان‌ آتش‌ سوزانده‌ شد.
    
ژاندارك‌ قبل‌ از مشتعل‌ شدن‌ در ميان‌ هيزم‌هاي‌آتش‌ از يك‌ كشيش‌ خواست‌ كه‌ صليبي‌ را بالا نگه‌دارد تا در برابر ديدگان‌ او باشد. او بلند دعامي‌خواند حتي‌ در ميان‌ شعله‌هاي‌ آتش‌ صداي‌دعاي‌ او به‌ گوش‌ مي‌رسيد و ژاندارك‌ اين‌ دختربي‌گناه‌ در ميان‌ شعله‌هاي‌ آتش‌ به‌ خاكستر تبديل‌شد.
    
    
يك‌ مسيحي‌ مقدس‌
    
    
بعدها در سال‌ 1456 كه‌ فرانسه‌ توانست‌ استقلال‌خود را به‌ دست‌ آورد و اموال‌ و دارايي‌هاي‌خود را از انگليس‌ بستاند، در يك‌ دادگاه‌ رسمي‌ كه‌توسط چارلز هفتم‌ برگزار شد، ژاندارك‌ را بي‌گناه‌تشخيص‌ دادند. اين‌ در حالي‌ بود كه‌ تا وقتي‌ ژان‌زنده‌ بود شاه‌ براي‌ او هيچ‌ كاري‌ نكرد.
    
امروزه‌ در شهر دوفن‌ همانجايي‌ كه‌ ژاندارك‌ را به‌آتش‌ كشيدند، مجسمه‌اي‌ از وي‌ برپا ساختند.
    
ژان‌ در سال‌ 1920 در زمره‌ مقدسان‌ شمرده‌ شدو كليساي‌ كاتوليك‌ رم‌ ژاندارك‌ را يكي‌ ازبزرگترين‌ قهرمانان‌ تاريخ‌ فرانسه‌ و يك‌ مسيحي‌مقدس‌ اعلام‌ كردند
    
    

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم خرداد 1386ساعت   توسط طیبه طبسی | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ
A great civilization is not conquered from without until it had destroyed from within

W. Durant

پیوندهای روزانه
حقوق ایران و فرانسه
انجمن علمی حقوق دانشگاه قم
مطالب آموزشی به زبان فرانسه
آموزش فرانسوی
زبان و ادبیات فرانسه
ادبیات فرانسوی
ایتالیا و زبان ایتالیایی
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
شهریور 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
پیوندها
وبلاگ کانون پیام زیتون دانشگاه قم
حق به گردن هممون دارن
وبلاگ گروهي برو بكس ادبيات انگليسي 84
منا اينجا تركونده
صرف افعال فرانسه
روزنامه فرانسوی زبان لموند
لغات هم معنی فرانسه
فرهنگ لغت گویای فرانسوی
املای لغات فرانسوی
فرهنگ اصطلاحات فرانسوی
رادیو بین المللی فرانسه
کانون زبان ایران
سفارت فرانسه در ایران
راهنمای تحصیل در فرانسه
شبکه 5 فرانسه
خبر گزاری فرانسه
اخبار روز وزارت امور خارجه به زبانهای فرانسوی . انگلیسی. آلمانی و اسپانیایی
باران ستاره ها
دختران شرقی
زنده به گور
ايران 1404
واژه اي در قفس
آواز باران
شنگولان دانش
رویای یک فرانسوی
آريان
انجمن علوم رايانه دانشگاه قم
دختر پرتقالي!
سكوت سربي
orange puppet
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب
دیجیتال کیوان